دختران شهید منصور قدیانلو:
پدرمان پیش از هر چیز رفیق ما بود
دو دختر شهید منصور قدیانلو در برنامه «سین هشتم» سیمای البرز با بیان خاطراتی از پدرشان گفتند: شهید قدیانلو پیش از آنکه پدر باشد، رفیق و همراه ما بود و با رفتار و سخنانش به ما اعتماد به نفس میداد.
به گزارش
خبرگزاری صداوسیما، مرکز البرز، دختران شهید منصور قدیانلو با حضور در برنامه «سین هشتم» سیمای البرز از ویژگیهای اخلاقی و خاطرات خود با پدرشان سخن گفتند.
فرزند اول شهید منصور قدیانلو گفت: از پنج سالگی پدرم مرا به نماز جمعه میبرد تا به این فضا علاقهمند شوم. او بسیار مردمدار و شوخطبع بود و روحیهای قوی داشت. وقتی به پادگان میرفت، با تعریف کردن از شیرینیهای کارش اجازه نمیداد ما احساس نگرانی یا خطر کنیم.پدرم در بسیاری از کارها با من مشورت میکرد و همیشه به ما اعتماد به نفس میداد. یکی از جملاتی که زیاد از او میشنیدم این بود که هوای خواهر و برادرت را داشته باش. او به دخترانش افتخار میکرد و همین موضوع برای ما بسیار ارزشمند بود.
فائزه قدیانلو، دیگر دختر شهید نیز گفت: پدرم پیش از آنکه پدر باشد، رفیق ما بود. معمولاً ابتدا با او مشورت میکردیم و بعد موضوع را با مادر در میان میگذاشتیم. در جمعهای خانوادگی نیز اگر میخواستیم حرفی بزنیم، ابتدا نظر پدر را جویا میشدیم.مدتی پیش از شهادت برای من نامهای نوشته بود. تقریباً همه بخشهای آن را متوجه شدم، اما معنای جمله پایانی که درباره «عاقبتبخیری» بود را آن زمان درک نکردم. پس از شهادتش بود که فهمیدم این واژه چه معنای بزرگی دارد.
معصومه، دیگر دختر شهید قدیانلو نیز درباره آخرین دیدار با پدرش گفت: شب قبل از شهادت در پارکینگ خانه کنار هم نشسته بودیم. حدود نیم ساعت بدون اینکه حرفی بزنیم. احساس میکردم میخواهد چیزی بگوید، اما سکوت کرد و بعدها فهمیدم آن لحظه در واقع از ما دل میکند. شب دوازدهم اسفند پس از افطار احساس نگرانی داشتم. به خانه مادربزرگ رفتیم و کمکم متوجه شدم خبری در راه است. همه اعضای خانواده ناخواسته در خانه ما جمع شدند. ساعت حدود ۱۰ و ۱۰ دقیقه شب بود که خبر شهادت پدرم را در تلفن همراه دیدم؛ در پیامی نوشته شده بود «منصورجان، شهادتت مبارک».
دختر شهید قدیانلو در برنامه سین هشتم گفت: همان شب خدا کمک کرد که همه اعضای خانواده در خانه ما باشند و من خبر شهادت پدرم را به آنها بدهم.